كه در اسپانيا، چنين مَثَلي درمورد شخص بي‌چيز رايج شد، كه مي‌گفتند ((فلاني هرگز صاحب‌ خانه‌ٴ كاشيكاري نمي‌شود)) (يعني هرگز ثروتمند نخواهدشد). مدت‌هاي زياد، اين اعتقاد وجود داشت كه مايوليكاي ايتاليايي توسط استاد جورجو آندرئولي پاويايي (كه در سال 1485 در گوبو اقامت گزيد)، برادرانش جوواني و ساليمبِنه و پسرش ويچنزو (استاد چيچو) آغازشد؛ يا آغاز آن توسط لوكا دلا روبياي فلورانسي (1399ـ1482)، برادرزاده‌اش آندريا (1435ـ1528)، و جوواني‌، جرولامو و لوكا پسران آندريا بوده است‌. اين اعتقادها براساس سوءتفاهم‌هايي پديد آمده‌است‌. خانواده‌ٴ آندرئولي نقاش‌ مايوليكا و دِلاّ روبياها مجسمه‌ساز بودند و صنعت مجسمه‌هاي سفالي لعابدار (مايوليكا) را به‌وجود آوردند و آندرئولي‌ها موجب رشد نقاشي مايوليكا شدند.
معلومات فني در اين زمينه در ايتاليا وجود داشت و گواه آن رساله‌ٴ مرواريدهاي گران‌بها، تأليف پيترو بونو (چهاردهم ـ 1) فرارايي است‌، كه در آن به لعاب قلع اشاره شده است‌؛ هم‌چنين‌ رساله‌هاي قديمي كه گايتانو ميلانِزي آنها را انتشار داده است (بولونيا 1884). در آن اطلاعات‌ تجربي زيادي درباره‌ٴ شيشه‌هاي مينايي و لعاب وجود دارد، از جمله در مورد لعاب‌هاي زرين‌فام‌. وجود اين اطلاعات بر اثر كشف نمونه‌هاي مايوليكاي ايتاليايي مقدم بر سده‌ٴ پانزدهم تأييد شده‌ است‌. مثلاً در موزه‌ٴ ويكتوريا و آلبرت چنين نمونه‌هايي وجود دارد كه در اورْويِتو، فاينزا، فلورانس و راوِنا به‌دست آمده است‌.
جام‌هاي آلبارِلّو1 كه از اوايل صنعت مايوليكا در ايتاليا رواج زيادي داشت‌، احتمالاً داراي‌ منشأ شرقي (ايراني‌) است و از اسپانيا بدان‌جا راه يافته است‌.
اين گريز به بحث هنري ممكن است به نظر آيد كه خواننده را از شيمي خيلي دور كرده‌، ولي‌ چنين نيست‌. تأكيد اين مطلب ضرورتي ندارد كه قرن‌هاي متوالي هنرها بهترين منشأ معلومات‌ شيميايي‌، بهترين و تقريباً يگانه گهواره‌ٴ روش‌هاي تجربي بوده است‌. در وهله‌ٴ دوم‌، شيمي‌دان‌ بايد بكوشد پژوهش خود را با روح فروتن و درخور احترام چنينو چنيني مربوط سازد و نبايد هرگز فكر كند تمام علم در نسخه‌ها و رابطه‌هاي شيمي او نهفته است‌. نسخه‌ها و حتي نظريه‌ها بدون عشق ارزشي ندارند.
البته اخترگويان‌، حقوق‌دانان‌، متكلمان‌، فيلسوفان و حتي اديبان ايتاليايي ناچار به‌بحث در


1. واژه‌ٴ ايتاليايي albarèllo يا (alberèllo  (Crusca ، به كوزه‌هاي استوانه‌اي با جدار كوژ گفته مي‌شد، كه غالباً براي ظرف دارو به‌كار مي‌رفت و بعداً، به‌ ظرف‌هاي دارويي به اشكال مختلف گفته مي‌شد. ممكن است اين واژه از بَرني فارسي گرفته شده باشد[ .در فرهنگ معين‌، برني را نديدم‌، امادر آذربايجان‌، به‌ كوزه‌ٴ كوچك برني مي‌گويند. عجيب است كه واژه‌ٴ كروسكا هم به‌صورت قوروشقا در آذربايجان و ديگر شهرهاي باختر ايران‌، براي فنجان‌هاي بزرگ به‌كار مي‌رود. در برهان قاطع و دهخدا آمده است‌. ــ م‌].